متن اصلی یادداشت
از نوشیدن جام زهر تا توافق با آمریکا
محسن هاشمي رفسنجانی
در ایام سالروز آغاز جنگ تحميلي قرار داریم، ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹، ارتش عراق با چراغ سبز ابرقدرتهای غرب و شرق و با تصور ضعف ايران و با ارتجاع منطقه، حمله به ایران را با هدف تجزيه ايران و سقوط نظام شروع كرد.
هدف ابتدائي آن جداسازي خوزستان از ايران و هدف نهائي سقوط جمهوري اسلامي بود چرا كه بدون خوزستان و منابع انرژی آن كشور اداره نميشد. خوشبختانه با رشادتها و شهادتها و تحمل و حمايت مردم به نتيجه نرسيدند و دفاع مقدس در حافظه تاريخي مردم ايران جاودانه شد.
البته هشت سال بعد كلمه «جام زهر» از سال 1367 با قبول قطعنامه 598 در حافظه سیاسی ایران جاي خود را باز كرد، اما همانگونه که امام خمینی در پیام چندهفته بعد خود تصریح کرد «این جام زهر به شهد شیرین تبدیل شد» و صلح را برای ایران به ارمغان آورد و مردم ايران جام زهر را به هيچ وجه به عنوان شكست تعريف نکرده و نميكنند بلكه آن را تصميمي راهبردي فرض ميكنند كه در مقابل ساير راه حلهاي مطرح در آن سالها، از ادامه جنگ پر هزينه جلوگيري كرده است
مردم ايران قبول كردهاند كه پذيرش قطعنامه و پايان دفاع مقدس از سوي امام خميني و نيروهاي مسلح به دليل ضعف نبوده، بلكه مقامات تصميمگير و حتي مردم به اين حقيقت رسيده بودند كه ادامه دفاع و حمله ديگر نميتوانسته خدمت به ايران و اسلام باشد و در صورت اصرار به ادامه آن، باعث ضررهاي غير قابل جبران به ايران ميشد
بزرگترها و ميانسالان كه آن موقع پرشور در صحنه بودند، به خاطر دارند كه امام خميني(ره) بر تداوم جنگ تا سقوط صدام و حزب بعث جدي بودند و حتي در پيامي فرموده بودند كه آينده جنگ در ميدان مشخص ميشود و نه با مذاكرات، ولي همه ديديم كه در تابستان ۶۷ بعد از ۸ سال دفاع مقدس، امام خميني ثابت كردند كه حفظ كشور و ايران و البته نظام، عليرغم تقدیم ۲۲۰ هزار شهيد به شکست دشمن، ارجح است.
بعد از تصميم امام خميني مذاكرات چندين ماهه با عراقيها منجر به تثبيت مجدد قرارداد ۱۳۵۷ الجزاير و آزادي اسرا گرديد و عراق متجاوز شناخته شد. صدام در آخرين نامه به آيتالله هاشمي رفسنجاني نوشت كه تمام خواستههاي ايران پذيرفته شد
شايان ذكر است كه ديپلماسي مديون عمليات غرور آفرين والفجر ۸ و كربلاي ۵ بود كه باعث روند شكلگيري قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۶ شده بود، ولي با عدم قبول فوری آن از طرف ايران، جنگ حدود يك سال ديگر ادامه پيدا كرد و هنگامي مورد قبول واقع شد كه احساس ضعف به دليل از دست دادن بعضي از آن دستآوردها نظیر سقوط فاو ومجنون وشلمچه، نمايان شده بود.
بازسازي و ساخت زيربناها در طول ۸ سال دولت سازندگي كشور را از بحران نجات داد. نقش ديپلماسي در اين موضوع چشمگير بود. امام هم در صلح جدي بودند.
يكي از دلايل طولاني شدن دفاع مقدس در آن زمان عليرغم راهبرد فرماندهي كه با دفاع و عمليات پيدرپي نظامي به نقطه مناسب و برتر براي مذاكرات و اتمام جنگ برسند. ولي راهبرد امام و نيروهاي مسلح هدف حملهها را سقوط صدام و حزب بعث عنوان ميكردند و ديپلماسي جاي مهمي نداشت و از راهبرد تركيبي اين دو استفاده نميشد و لذا راهي براي پايان سياسي جنگ باز نميشد و ديپلماسي به صورتي در تعليق بود.
اگر قطعنامه ۵۹۸که بلافاصله پس از تصویب از سوی عراق پذیرفته شد، از سوی نظام هم پذیرفته می شد احتمال رخ دادن دو اتفاق وجود داشت:
یا صدام به پذیرش قطعنامه پایبند می ماند و آتش بس یکسال زودتر رخ می داد که در اینصورت حدود نیمی از آزادگان به اسارت گرفته نمی شدند، نیمی از شهدای غیرنظامی جنگ، زنده بود و حدود نیمی از خسارتهای وارده به زیرساختها وحملات موشکی به شهرهای ایران رخ نمی داد
یا اینکه صدام به جنگ ادامه می داد که در اینصورت، ایران بعنوان کشوری صلح جو تثبیت می شد و بسیاری از حمایتهای نظامی ومالی از عراق قطع می گردید
اما متاسفانه با یک برآورد غلط که ما می توانیم عراق را بطور کامل شکست دهیم وصدام را ساقط کنیم جنگ یکسال دیگر ادامه پیدا کرد اکنون با تجربه مهمي كه از دفاع مقدس در اختيار داديم نبايد از یک سوراخ دو بار گزيده شويم.
در جنگ آمريكا و اسرائيل عليه ايران كه با فرض ضعف حاكميت ايران نزد مردم و با همان اهداف جنگ تحميلي ۸ ساله آغاز گرديد. نبايد مجدداً فضاي جامعه را به سوي غلبه احساس بر رويكرد واقع گرايانه در قبال منافع ملي و كلان كشور تحريك نماييم
روشن است كه فضاي عمومي جهان و منطقه اجازه نميدهد كه بتوان با دفاع و حمله و پيروزي نظامي به دستاوردهاي مورد نظر ايران رسيد.
چرا كه خيلي گران تمام ميشود که منابع و تجهیزات آنرا در اختیار نداریم وحتی اگر داشتیم نتيجه آن بازهم معلوم نيست چرا ممکن است طرف مقابل از جنایاتی نظیر بمب اتم تاكتيكي استفاده کند
⬇️ادامه یاداشت در پست بعدی
